دل های تنها
من از دستت نمیرنجم اگرخواستی خیانت کن از این دلشوره بیزارم خیال منو راحت کن باز وارد تهران شدم اینبارخیلی هوای تهران برام سنگینی میکنه چرا که نفس نفس کشیدنم تورو یادم میاره. تویی که این روزها حالت زیاد خوب نیست و از دست من هیچ کاری ساخته نیست. منی که بی تو زنده نمی ماندم حال دارم سال ها بی تو زندگی میکنم.اینکه گذر زمان چگونه میگذردو نمیدانم ولی میدانم این نیز میگذرد... اگر سال ها از زندگی ام بگذرد نمیتونم سختی هایی که بی توگشیدم وفراموش کنم.روزهایی برای من گذشت و تو دفتر تجربه هایم ثبت شد که امروز تحمل فکر کردنش برایم غیر ممکنه. اینکه کجای مسیر زندگیم و اشتباه کردم ویا کجا خطا کردم که اینگونه دارم مجازات میشم و جز خدا هیچکس نمیدونه ولی کاش که میفهمیدم.کاش هرچه زودتر... دیگه خسته شدم از بس ظاهرم و نگه داشتم و دلمو اروم کردم از بس اینورو اونور حرف شنیدم حرفای که از شنیدنش بیزارم.خدایا... امام زمان (عج) کجایی که این روزها حالم اصلا خوب نیست. این روزها وقتی به حرف دلم گوش میکنم جز خاطرات تلخ چیز دیگه یادم نمیاره خیلی واسم سخته که بخوام بی تفاوت به حرفش ازش بگذرم.انقدر قلبم ضعیف شده که تیک تیک هاش رو به اتمامه کاش هرچه زودتر به دیارباقی سفرکنم. میگن وقتی رفتی مکه و چشمت به خانه ی خدا افتاد اولین حرفی که بهش بگی براورده میشه ولی.. میدونم و حتما و 100 درصد قسمت نبوده خواست خدا هرچی باشه خیره ولی... کاش یجا تو زندگی پام شکسته بود تا مسیری که طی کردم و نرفته بودم اونوقت این اضطراب ها و تپش قلب ها و ترس هاو...نداشتم. تنها دعام ظهور آقا امام زمان(عج)است (تا نیاید گره از کار بشر باز نشود) همیشه نوشتن یکم ارومم میکرد این روزها نه تنها اروم نمیشم حتی داغ دلم بیشتر میشه. دیگه ازت متنفرم هم از خودت و هم از خانوادت و حتی از اسمت... سلام این ایامو تسلیت میگم و... تو این مدت چند باری امدم بنویسم ولی هر دفعه یه مشکلی پیش امد جور نشد قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم ازتون میخوام به وبلاگ زیبای نابینا سر بزنید و مطالب خوندنیش و بخونید. بعد از گذر زمانی که به سختی میگذشت داشت همه چیز درست میشد که نمیدونم باز چه حکمتی شد که دوباره برگشتیم سرخونه اول اینبار طی کردن مسیر غیر ممکنه ولی من باز امید دارم چون همه چیزو دست خودش سپردم. اینکه حکمت به چیه رو دیگه نه عقلم میکشه و نه میخوام بدونم ما یاد گرفتیم راضی باشیم به رضای خدا اونه که اگربخواد مشکلاتو بر میداره و اگر صلاح نباشه بهش اضافه میکنه. در پناه حق و زیر سایه امام زمان(عج)باشید. عرض سلام وای خدای من یک سال از تلخترین سال زندگیم گذشت سالی که تک تک روزهاش امیدوار به مردن بودم تا زندگی از تمام اطرافیانم متنفربودم روزهای گذشت که بین حرف دلم و عمل عقلم و لرزش قلبم گیر کرده بودم نمیدونستم کدوم راه صلاحمه این اتفاق ها واسه چیه و خدا واسم چی میخواد همیشه از یچیز میترسیدم اینم سرم امد الان که یک سال داره میگذره هنوز تک تک روزهایی که گذشت و یادمه چون مسیر زندگی منو کسایی عوض کردن و واسم داییه بهتراز مادر شدن که انتظارشو نداشتم کاش هیچوقت دخالت نمیکردن... جاهایی واسم دلسوزوندن که وقتش نبود تمام زندگیموخراب کردن از همه اینا که بگذریم فقط خواهش میکنم جلوی پای کسی سنگ نندازید بذارید اگر مسیرشم به خیال شما اشتباه ه خودش انتخاب کنه از ما که گذشت شماها حواستونو جمع کنید و بدونید دوستی ها نه دوامی دارند و نه رابطه خوش امیدوارم هیچوقت تجربه نکنید و به حرفم نرسید با تشکر دلهای تنها به نامش و به یادش بعضی وقتها اگروبلاگت مخاطبم نداشته باشه ولی واسه اینکه یکم خیالت راحت بشه یعنی بتونی نفس تازه بکشی مفیدواقع میشه خیلی وقته حالم از دوست داشتن عاشقتم عاشقیم فدات بشم تمام زندگیمی و...(ابرازای عاشقانه)متنفرم اصلا قبولش ندارم همش کشکه باور دارم و به جرات میگم که همش الکیه به قولی شاهنامه آخرش خوشه زندگی ایرانیا شده همین مسخره بازی ها خودمون پابه اشتباه میذاریم اونوقت میگیم زمونه عوض شده. میگیم قسمت اینو میخواست .شانسمون این بود. خدا اینجوری رقم زد. نمیدونم چه حکمتی توش بود. خیرمون این بود نه عزیز دلم همه اینا برمیگرده به احساسات خودمون به حرف دلمون به راهی که داریم میریم تاخودمون نبینیم تا باورش نکنیم نه میتونیم اینچیزارو درک کنیم نه قبول کنیم در آخر دلهای تنها از سازگار متشکرم چرا که تمام نظرهای وبلاگم از اونه به نام خدای دلهای تنها بعضی وقتها که زمان میگذره کافیه یک دقیقه برگردیم و ببینیم تو زمان گذشته چه کردیم ببینیم خدارو شادکردیم یا بنده خدارو ببینیم کاری که کردیم از روی دلمو بوده یا عقلمون تا دوستیم وداریم لذت هاشومیبریم به خدا فکرنمیکنیم وقتی قهرمیکنیم خدارو یادمیکنیم(این ذات بشره) دوستی ها هیچ دوامی نداره حتی بهترین پسرهای دنیا هم حکمت شما بشه ولی قسمتی توش نباشه ازدستش میدی قبل دوستی کمی درنگ کنید دوستیهاارزش ندارند دعاکنیدهیچوقت تلخی دوستی وتجربه نکنید این رو بدونید فقط دوستی ودوست داشتن و عاشقی مهم نیست تنها چیزی که مهمه خاست خدامونه اگرتمام دنیا جمع شون تاچیزی که قسمت توست ازت بگیرند نمیتوانند و اگر تمام جهان جمع شوندتا چیزی که قسمتت نیست مال تو کنند بازنمیتوانند(نهج البلاغه) خداکنه حرفام ثمری داشته باشه سلام سلام بعداز چندسالی با تجربه های تلخ وشیرین باز آمدم تا کار وبلاگنویسی و آغاز کنم خیلی واسم سخته که بخوام تمام حرف های دل های تنها رو به زبان بیارم ولی تمام سعی رو بر این میگذارم تا به تمام دختران عاشق بفهمانم که راهی که دارند طی میکنند خطرناک ترین راه هاست باامیدچنین روزهایی تااپدیت بعدی به کودکی گفتند عشق چیست؟ گفت بازی به نوجوانی گفتند عشق چیست؟ گفت رفیق بازی به جوانی گفتند عشق چیست؟ گفت اسکناس و ثروت به بابا بزرگی گفتند عشق چیست؟ گفت عمر به عاشقی گفتند عشق چیست؟ چیزی نگفت آهی کشید و گریست اول اندر پای او جز نقش پای ما نبود آخر آنجا از هجوم خلق جای ما نبود کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم درون کلبه ی خاموش خویش اما کسی حال من غمگین نمی پرسد و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم درون سینه ی پر جوش خویش اما کسی حال من تنها نمی پرسد و من چون تک درخت زرد پاییزم که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند. * بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد خدایا مسافر ما دیر کرده او را به ما برسان. * نمی دانم چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم. چقدر ساعت ها زود می گذرد . تی تیک های ساعت آنقدر زود می گذرند که حتی ثانیه ای از روز هایش را برای فکر کردن ما به خدایمان به ما نمی دهد. وای که همین ساعت ها نامردند. کاش می توانستیم لحظه ای سر جایمان بایستیم و نگاهی به پشتمان کنیم. کاش اینقدر خود خواه نبودیم. کاش هم دیگر را می فهمیدیم. کاش که ما همه ی دل های تنها تنهاییمان را فقط با خدا تقسیم کنیم. کاشی می گفتی که هجران را چه درمان کرده اند؟ کاش... چقدر زود سومين سال اين وبلاگ هم گذشت . ![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

